تبليغاتX
!... سایه ی هیچ

!... سایه ی هیچ


! هیچ اگر سایه پذیرد ، ما همان سایه ی هیچیم



پرنده ، بیچاره !

 

بیا مرور کنیم اتفاق هر باره

و انتظار که سهم من است همواره

که ناگهان سر بغض دلم جوانه زدی !

و اشک بر سر پلکم کشید فواره

نگاه کردی و احساس بر تنم لرزید

و باختم دل خود را به عشق یکباره

نگاه کردی و شب ها پر از شقایق ماند

و خواب پشت نگاهم اسیر و آواره

به تارهای وجودم تنیده ای آغوش

به نرمی سحر  و  لای لای گهواره

و در قفس پُر پرواز یک پرنده اسیر ....

که می دهد به نفس های خویش کفاره !

همیشه بعد غزل ها پرنده می میرد

ببخش بر غزلم چون نداشتم چاره ...

پرنده مُرد و کنج قفس درون دلم

مداد های سفید است و دفتری پاره ......

نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 1:45 AM توسط none-shadow |


پيوندها

دلتنگی های شاعر خیابان آزادی

e learning

خلوت دل

گل داوودی

وقتی عشق هست, پس باید یک رنگ شن

و باز هم غم تنهایی نزد ما آمد

!!!!!!!!!! هو یجو ر ی !!!!!!!!!!

تاج ماه

دقایق عشق

تکه هایی از من

شعرهاي بي مخاطب

نبض خیس ساحل

باران

تازه های ادبی

آهای زمین

از مخمل و ابريشم

از خاک عشق...

قاب شيشه اي من

ستاره ترانه ها

دل شکسته

سفری به رویای خویشتن

ای خاتون رویاهای من , مرا دریاب

خسته ترین دختر دنیا

کلبه محبت و عاشقانه

هیچ کس تنهایی ام را حس نکرد...

چند خطی ستاره ای

زيباترين شعرهاي امروز

مرگسایه های ف ا ص ل ه ،اسبشان که هی شود

حکایت های من...

حریم عاطفه یعنی نهایت


!روح تکانی


معبد هستي

ساحل نشين اشك

دختر کبریت فروش

شادی پلاک 14

سفیر مهتاب



آمار بازديدها

آمار بازديدکنندگان :
کاربران آنلاين :



طراح قالب

noneshadow
Powered By
BLOGFA.COM